سلام
باور کنید نمیدانم از کجا شروع کنم
یعنی حالا که این متن را میخواهم بنویسم ، نمیدانم چگونه باید شروع کنم.
این روزها را که نبودم ، بگذارید به حساب دردسر هایم.
بگذارید به حساب شلوغیها و اضطراب هایی که دورتادورم را احاطه کرده اند.
حالا آمده ام.
این کلبه کوچک را ساخته ام و به این مکان آرام نقل مکان کرده ام.
چه کنم!!
یک جا بند نمیشوم
آنجا ارضا نمیشدم.اسمش آزارم میداد.محدودم میکرد.
اما حالا ...
احساس میکنم حالا میتوانم ، پس از سالها پراکنده نویسی ، با انسجام بیشتری و در جایی که نامش ارضایم میکند به نوشتن بپردازم.
گفتم نامش!!!
نام کلبه کوچکم را از دریدای بزرگ که دوست ترش میدارم وام گرفته ام.
سخت دلتنگ همه تان بودم.
حالا دوباره آمده ام و این بار میخواهم بمانم.
بعد از این همه دوری حالا نمیدانم چه بنویسم
اما مینوسم
و باز مینویسم
راستی تا یادم نرفته
اگر یادتان باشد یک نظر سنجی درباره بهترین فیلم تارکفسکی انجام دادم
بعد از یک ماه نظر سنجی فیلم نوستالژیا با ۴۱.۶ درصد بهترین فیلم شناخته شد.
پایدار باشید و سربلند